در حالی که استعاره موجود زنده ضرورت نوآوري و انطباق سازمان در پاسخگويي به چالش‌هاي محيط پويا را آشكار مي‌نمود، استعاره مغز، رهنمودهاي معيني در اين مورد ارائه مي‌دهد. اعمال منطقي، كوركورانه انجام نمي‌شوند بلكه با آگاهي به ميزان تناسب و مطلوبيت آن‌ها انجام مي‌شوند. مغز دقيقاً به خاطر اين استعداد، شهرت دارد. مغز مي‌تواند همانند تلويزيون با آرايش مجدد الگوهاي مرتبط، از میلیون‌ها داده مجزا، تصوير بسازد يا همانند جعبه سياه مرموز، رفتارها و محرك را به هم پيوند دهد و به تفكر، انديشه و عمل تبديل كند.

تحت اين استعاره، از سازمان‌های بوروكراتيك به عنوان سازمان‌های نزديك‌بين[1] كه در دام وضع موجود گرفتار آمده و واقعيت جاري را يك واقعيت غيرقابل اجتناب مي‌دانند، انتقاد مي‌شود.

 

سازمان به مثابه سيستم‌هاي هولوگرافيك

سازمان هولوگرافيك سازماني است كه در آن ويژگي‌هاي كل در تمامي اجزاء منعكس مي‌باشد به طريقي كه سازمان داراي توان خود سازماندهي گرديده و مي‌تواند خود را به طور مستمر باز توليد نمايد.

اصول طراحي سازمان هولوگرافيك عبارتند از:

اصل اول: انعكاس كل در اجزاء

*       ـ چشم‌اندازهاي آينده، فرهنگ و ارزش‌ها به عنوان DNA سازمان

*       ـ تيم‌هاي کل گرا و نقش‌هاي متنوع

*       ـ هوش شبكه‌اي و سيستم‌هاي اطلاعاتي

*       ـ ساختارهايي كه خود را بازتوليد مي‌نمايند

اصل دوم: اهميت زوائد مكرر (اصل چندگانگي[2])

*       ـ چندگانگي اجزاء

*       ـ چندگانگي كاركرد

اصل سوم: ضرورت تنوع[3]

*       ـ پيچيدگي دروني بايد در تطابق با تنوع محيط باشد

اصل چهارم: حداقل مشخصه‌ها

*       ـ چيزي بيش از حد مطلقاً ضروري تعريف نشود

*       ـ ايجاد آزادي عمل در سازمان جهت تكامل و خود سازماندهي

اصل پنجم: آموختن يادگيري

*       ـ پيمايش و پيش‌بيني تغييرات محيطي

*       ـ يادگيري دو حلقه‌اي

در مورد طراحي چندگانگي، «فرد امري» دو روش پيشنهاد مي‌كند: اول چندگانگي اجزاء كه هر جزء دقيقاً طوري طراحي شود كه كاركرد خاصي داشته باشد و اجزاي خاصي نيز به سيستم اضافه شوند كه وظايف كنترل و پشتيباني را دارند (طراحي مكانيكي). دوم چندگانگي كاركرد كه به اجزاي عملياتي موجود كاركردهايي اضافه محول مي‌شود تا هر جزء بجاي آنكه فقط فعاليت‌هاي خاص و منحصر به فردي داشته باشد بتواند چندين وظيفه را به طور توأم انجام دهد مثل گروه‌های خودگردان (طرح سازماندهي انعطاف‌پذير) چندگانگي كاركردي منجر به خاصيت هولوگرافي مي‌شود.

استعاره مغز نيز به مانند ساير استعاره­هاي سازمان داراي نقاط قوت و ضعف است. عمده­ترين قوت‌های استعاره مغز عبارتند از:

1 ـ درك بهتر يادگيري سازماني و ظرفيت خود سازماندهي، 2 ـ تاكيد بر نحوه طراحي مديريت استراتژيك جهت تسهيل آموزش يادگيري، 3 ـ فراهم شدن وسيله‌اي كه با آن به آن سوي عقلانيت محدود (كه مشخصه بسياري از سازمان‌های امروزي است) دست يافت. سناريوي سايمون در پيوند بين عقلانيت محدود و استعداد شناختي محدود بشر، بدبينانه است. 4 ـ ارائه اصول و تئوري‌هاي مديريت متناسب با عصر اطلاعات.

ضعف‌های استعاره مغز نيز عبارتند از:

1 ـ خطر ناديده انگاشتن تعارض شديد بين «الزامات يادگيري و خود سازماندهي» و «واقعيت قدرت و كنترل» در سازمان وجود دارد. 2 ـ چون هر حركت به سوي خود سازماندهي «بايد با تغيير عمده در گرايش‌ها و ارزش‌ها همراه باشد، تحقق اين امر مستلزم تغيير شخصيت در طول زماني قابل ملاحظه است و مي‌دانيم اين تغيير شخصيت از تغيير فرهنگ ناشي مي‌شود. 3 ـ تحليل بر اساس اين استعاره مستلزم استعاره‌هاي ديگري نظير هولوگرام است زيرا هيچ انگاره منسجمي از مغز وجود ندارد؛ بنابراين یکی دیگر از نقاط ضعف اين استعاره مشكل است كه به علت ويژگي خود مرجعي مغز وجود ندارد؛ بنابراين یکی دیگر از نقاط ضعف اين استعاره مشكل است كه به علت ويژگي خود مرجعي مغز در تحليل پديد‌ها به وجود مي‌آيد.»

 



[1] myopic

[2] Redundant functions

[3] Requisite variety